1) حافظ ابن ابی شبیه و دیگران روایت کرده اند:
ابوبکر نگاهش بر پرنده ای بر فراز درختی افتاد.
پس گفت:
خوشا به حالت ای پرنده بر درخت می نشینی و میوه اش را میخوری در حالی که نه حسابی بر تو باشد و نه عذاب وگرفتاری من دوست دارم درختی در کنار راه بودم و شتری مرا میخورد ودر لابلای سرگین(مدفوع) خود مرا بیرون می انداخت و من هرگز بشر نبودم.
(1) ریاض النظره. محب طبری:1/134
تاریخ الخلفاء سیوطی ص 142 اواخر شرح حال عمر
جامع الاحادیث سیوطی به شرح: کنز العمال 12/528 با اسناد متعدد و مضامین مختلف به نقل ابن ابی شیبه و حاکم نیشابوری.
2) و به روایت دیگر گفت
خوشا به حالت ای گنجشک! از میوه های درختان میخوری و بر فرازشان پرواز می کنی نه حسابی برتو باشد و نه عذابی به خدا سوگند دوست داشتم قوچی بودم و آن قدر کسانم مرا پرورش می دادند که چاق ترین قوچ می شدم آنگاه مرا ذبح میکردند پس مقداری از گوشتم را بر روی آتش سرخ میکردند و مقدار دیگرش را می پختند سپس مرا می خوردند و آنگاه...و من به صورت بشر خلق نشده بودم.
کنز العمال 12/528
3) و در روایت دیگر آمده که گفت:
ای کاش من موئی بودم در پهلوی بنده مومنی.
کنز العمال 12/528 به روایت از احمد حنبل
4) و در روایت ابن تیمیه آمده که گفت:
ای کاش مادرم مرا نزائیده بود. ای کاش من کاهی بودم در خشتی.
منهاج السنه 3/120
ابن شبه در تاریخ مدینه ص 921-922 کلمه یا لیتنی کنت تبنه را به عمر نسبت داده اند.
پس شما بگویید یک همچین فردی با این چیزهای که به خود می گوید آیا سزاوار است که جانشین حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را دارد؟
قضاوت با شماست؟
مبلغ غدیر عزادار عاشورا